جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)
99
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى)
آيا عقل و علمى چنين ، و بلاغت و بيانى بدينسان ، به همراه اين شجاعت بىنظير در كسى ديدهاى كه كمال آن با بشردوستى و مهر و عاطفهاى باشد كه حد و مرزى را نمىشناسد ؟ تا آنجا كه اين همه مهر و شفقت ، تو را به تعجب وادارد ، چنانچه آن همه ويژگىها و برترىها گرد هم آمده و در وجود يك تن از فرزندان آدم و حوا جمع شدهاند ، تو را به شگفتى اندازد . از اين جاست كه او دانشمند ، متفكر ، اديب ، پرتدبير ، فرمانروا و رهبر پيشتازى است كه همهء مردم ، حكام ، سودپرستان و سپاهيان را آزاد مىگذارد تا بر ضد او توطئه چينند و او بهتو روى مىآورد كه احساسات انسانى را در تو برانگيزد و در اعماق دل و جان تو ، اين احساس و عاطفهء فرحبخش را جاى دهد و همراه با گرمى و مهر زيباى انسانى چنين زمزمه كند : « دورى و جدايى دوستان غربت است » يا « به مصيبتها و گرفتارىهاى ديگران شادى مكن » يا « برخورد تو با مردم با نرمى و آرامى و رحمت باشد » يا « كسى را كه به تو ستم كرده عفو كن و بدان كس كه تو را محروم ساخته ببخشاى و به آنكه از تو بريده بپيوند و هرگز كسى را كه دشمنت مىدارد ، دشمن مدار » . * * * آيا در ميان خلق ، بزرگ مردى را شناختهاى كه در مقام قياس با متفكران از نظر بلندى فكرشان ، با نيكوكاران در نيكى و خيرخواهىشان ، با علما و دانشمندان به علمشان ، با محققين از حيث تحقيقشان ، با محبتپيشگان به مهرشان ، با زاهدان و پارسايان با زهد و پارسايىشان ، با مصلحين اجتماعى از جهت اصلاحشان ، با دردمندان با آلام و دردهايشان ، با ستمديدگان از جهت احساس و عصيانشان ، با اديبان به ادبشان ، و با قهرمانان از نظر دلاورى برترى جويد ؟ على ، ابر مردى است كه حتى چيرگى دشمن بر او ، در تاريخ انسانى ، شكستى براى دشمنش به شمار آمده است ، چرا كه در زمان او ، همهء معيارها واژگون بود و همه چيز